پنجشنبه: 28/10/85
بنا بر گزارشات رسیده از زندان مرکزی اردبیل آقای عباس لسانی در حالی هیجدهمین روز از اعتصاب غذای اش را سپری میکند.که امروز در تماس کوتاه تلفنی با خانواده اش از وضع وخیم خویش در زندان اردبیل خبر داد.
در همين زمينه خانم رقيه محمدعليزاده گفت:عباس امروز حدود ساعت یازده و نیم صبح با منزل تماس تلفني داشت و از نگهداری وی در قرنطینه ای با دمای چند درجه زیرصفر(10-) که حتی امکان نفس کشیدن و حرکت کردن در آن نیز وجود ندارد خبر داد.
و گفت فشار آقای لسانی بدلیل اعتصاب غذایش در طی هفته های گذشته بشدت پایین آمده است
او افزود آقای لسانی اعلام داشت که تا خود مرگ هم پیش بروم تحت هیچ شرایطی اعتصاب غذا یم را نخواهم شکست و تنها راه مقابله با پایمالی حقوق قانونی اش را ادامه اعتصاب غذا می دانست.
ظاهرا" نگهداری این زندانی سیاسی در اعتصاب غذا در چنین شرایطی تحت فشار قرار دادن او برای شکستن اعتصاب غذایش می باشد.
لسانی اخیرا" در نامه های سرگشاده خود که با موضوع : اعتراض به بی عدالتی و اعلام اعتصاب غذا به دادستانی کل استان و شورای طبقه بندی زندان اردبیل نوشته بود از اعتصاب غذای نامحدود خبر داده واعلام داشته بود که اگرلازم بداند آن را به اعتصاب خشک تبدیل خواهد کرد.
خانم لسانی که شوهرش امسال حداقل دو ماه اعتصاب غذا کرده است این بار به شدت نسبت به وضعیت سلامت عباس لسانی نگران بود،
لسانی همچنین از بیماری های مختلفی نیز رنج می برد و با ادامه نگهداری وی در چنین شرایطی سلامت او به شدت در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
خانواده و دوستان این زندانی سیاسی نگران سلامتی وی هستند.
از کلیه سازمان های حقوق بشری انتضار می رود وضعیت این زندانی را پیگیری نمایند.
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت
1:51 PM توسط
|
منتشرشده در
۲۱:۲۴ روز شنبه ۲۳ دي ۱۳۸۵
ايران
پژمان پيران پناهجوی ایرانی که حکم ديپورت او نيز صادر شده، می گويد بارها در اداره پليس ترکيه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است
پناهجويان ايرانی در آستانه استرداد توسط دولت ترکیه
علی جوانمردی (آنکارا)
در پی صدور حکم استرداد شماری از پناه جويان ايرانی در ترکيه توسط پليس، کميساريای عالی امور پناهندگی سازمان ملل متحد می گويد تلاش خود را به عمل آورده تا از استرداد پناهجويان سياسی به ايران جلوگيری کند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت
9:24 PM توسط
|
بعد از ظهر روز یکشنبه 24 دی.
تنها بیست دقیقه کافی بود تا به من تفهیم شود که از این پس، یعنی ازهمین امروز، از همین حالا دیگر حق ندارم نوشته ای بر ضد حکومت توی وبلاگ ام بنویسم، و حق ندارم در مواردی که به سیاست مربوط می شود با رادیو تلویزیون ها مصاحبه کنم؛ من دیگر هیچ حقی ندارم. لحن کلام تاکیدی بود و بسیار قاطع!
گفته شد باید سکوت کنم. مانند آقا و خانم فلانی که از زندان در آمده اند و زیپ دهانشان را کشیده اند. گفته شد راه دیگرش این خواهد بود که دوباره برم گردانند به زندان، همان جایی که تا همین چند هفته ی پیش درونش زندانی بودم. لحن کلام تاکیدی بود و بسیار قاطع!
گفته شد کاسه ی صبرشان لبریز شده. تفهیم شد که این قدرت است که به من امر می کند، این زور است، این اجبار است. لحن کلام تاکیدی بود و بسیار قاطع!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت
2:31 PM توسط
|
دفتر کميساريای عالی سازمان ملل متحد در آنکارا اعلام کرده از استرداد پنج پناهجوی ايرانی شهر وان ترکيه جلوگيری کرده است.
مخالفت سازمان ملل با باز گرداندن پناهجویان ایرانی
علی جوانمردی (آنکارا)
دفتر کميساريای عالی سازمان ملل متحد در آنکارا اعلام کرده از استرداد پنج پناهجوی ايرانی شهر وان ترکيه جلوگيری کرده است. پليس ترکيه پيشتر گفته بود که اين پنج پناهجوی ايرانی را به دليل فعاليت سياسی آنها به ایران باز می گرداند.
حکم اخراج اين پناهجويان از ترکیه که دو تن از آنها در فعاليت های سياسی وابسته به حزب مشروطه ايران مشارکت داشته اند، توسط وزارت خارجه ترکيه صادر شده است.
يک مقام پليس ترکيه که نخواست نامش فاش شود در مصاحبه با راديو فردا گفت: «حکم ديپورت اين پناهجويان به دليل فعاليت
سياسی آنها صادر شده و دولت ترکيه در چهارچوب سياست حسن همجواری با ايران به هيچ گروه سياسی مخالف جمهوری اسلامی در ترکيه اجازه فعاليت نمی دهد.»
اما اين پناهجويان می گويند که به دليل انتشار اخبار وضعيت پناهندگان و پناهجويان ايرانی شهر وان، تهديد شده و حتی بارها توسط پليس مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. آنها می گويند که هنوز پليس ترکيه آنها را به اخراج از اين کشور تهديد می کند.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت
7:35 PM توسط
|
تاریخ :23/10/85 شنبه
بنا بر گزارشات رسیده از زندان مرکزی اردبیل,آقای عباس لسانی وارد سیزدهمین روز از اعتصاب غذایش شده است.
بر اساس منابع موثق از زندان مرکزی اردبیل وضعیت جسمی آقای لسانی در حال حاضر نا مطلوب است , وی هم اکنون در سلول انفرادی تحت انواع فشار و شکنجه های روحی و جسمی نگه داری می شود.
لسانی همچنین از بیماری های گوراشی و معده و همچنین درد دنده ها نیز رنج می برد که گفته می شود این بیماری ها در اثر شکنجه در طول دوران قبلی بازداشت وی می باشد.
از سوی دیگر، وزارت اطلاعات اردبیل تهدید ها و فشار ها یش را روز به روز بر خانواده ایشان خصوصا همسر وی می افزاید و به آنها مکرر گفته می شود که وضعیت عباس لسانی را در اختیار رسانه ها و فعالین حقوق بشری قرار ندهند در غیر اینصورت آنها را بازداشت خواهند کرد.
اعتصاب وی در اعتراض به فشارهای دادستانی کل استان و مسئولان زندان اردبیل می باشد.
لسانی اخیرا" در نامه های سرگشاده خود که با موضوع : اعتراض به بی عدالتی و اعلام اعتصاب غذا به دادستانی کل استان و شورای طبقه بندی زندان اردبیل نوشته بود از اعتصاب غذای نامحدود خبر داده واعلام داشته بود که اگرلازم بداند آن را به اعتصاب خشک تبدیل خواهد کرد.
عباس لسانی یکی از پیشگامان مدافع حقوق تورکهای آذربایجانی در ایران می باشند.
در ماههای اخیر طی حکم قطعی صادر شده به لسانی از طرف شعبه اول دادگاه تجدید نظراستان اردبیل در خصوص اعتراضات ۶ خرداد اردبیل به اتهام اخلال در نظم، آسایش و آرامش عمومی صادر شده بود که اين فعال حركت ملي آذربايجان را به تحمل ۱۸ ماه حبس تعزیری، ۵۰ ضربه شلاق و ۳ سال تبعد به شهر طبس محکوم کرده بود.
دادگاه انقلاب کلیبر نیزدرآذر ماه ۸۵ عباس لسانی “را در خصوص اتهام داير بر فعاليت تبليغي عليه نظام با عنايت به جميع اوراق پرونده و گزارش اداره كل اطلاعات و شركت فعالانه در مراسمهاي خاص از جمله در قلعه بابك و تشويق مردم به حضور در قلعه بابك و تهيه انواع پلاكاردها به زبان تركي و لاتين با اشعار قومگرايي و تهيه تقويم پان توركيستي و تشكيل جلسات متعدد جهت ترويج پان توركيستي و قومگرايي و تجزيه طلبي و ارتباط تلفني با همفكران خود در خارج از كشور و ارسال پيامهاي اينترنتي بر اساس ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامي با دادن رای قطعی به تحمل ۱سال حبس دیگرمحکوم کرده است.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت
7:33 PM توسط
|
خبرگزاري ديده بان حقوق بشر كردستان:
پنج پناهجوي ايراني به نامهاي علي عالم زاده، ابوالفضل آجرلو، مجتبي وطن پور، عليرضا رنجبر و پژمان پيران با دريافت حكم اخراج از تركيه، در آستانه دپورت به ايران قرار گرفتند.
پنج پناهجوي ايراني به نامهاي علي عالم زاده، ابوالفضل آجرلو، مجتبي وطن پور، عليرضا رنجبر و پژمان پيران با دريافت حكم اخراج از تركيه، در آستانه دپورت به ايران قرار گرفته اند. علي عالم زاده كه پيش تر درايران زنداني بوده، و ابوالفضل آجرلو و مجتبي وطن پور عضو يك گروه سياسي مخالف دولت ايران هستند.
نامبردگان اخيرا از سوي دستگاه پليس امنيتي تركيه (MIT ) براي خروج و ترك سريع تركيه، تحت فشار قرار گرفته اند. شايان ذكر است اين 5 ايراني در سالهاي گذشته به عنوان پناهجو خود را به کمیساریای عالی پناهندگان در شهر وان معرفی کرده بودند.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت
12:42 PM توسط
|
۱۳۸۵.۱۰.۱۴
كيهان لندن
شاهين فاطمي
همان گونه که انتظار میرفت سرانجام حکم اعدام صدام حسین در آخرین روز سال 2006 میلادی بهمورد اجرا گذاشته شد.
آنهایی که خواستار مرگ صدام بودند و به آرزوی خود رسیدند نه تنها عراق را یک قدم به دموکراسی نزدیکتر نکردند بلکه بر ناامیدی و یأس اکثر دوستداران عراق دموکرات افزودند. در مورد صدام مخالفین وی با او همان گونه عمل کردند که صدام با مخالفین خود روبرو میشد یعنی حذف فیزیکی رقیب. شاید امید حذف مجازات اعدام در کشوری که در سراسر تاریخ خود جز خشونت سابقهای ندارد چندان واقعبینانه نبوده باشد. صدام حسین طی جنگ هشت ساله با ایران میلیونها عراقی و ایرانی را نابود کرد. وی در دوران حکومت سیسالۀ خود چندین صدهزار نفر دیگر را در زندانها و شکنجهگاههای گوناگون از نعمت حیات محروم ساخت.
- نزدیک به یک میلیون کرد عراقی در دوران حکومت او جان باختند.
- با اینهمه او تنها بجرم کشتار 180 شیعه عراقی در سال 1982 محاکمه و محکوم به اعدام شد. چه بهتر می بود اگر او بهخاطر سایر جنایتهایی که مرتکب شده بود محاکمه و مجازات میشد اما نه به اعدام بلکه به حبس ابد.
متأسفانه هنوز هستند کشورهای دموکراتیک هم که در آنها مجازات اعدام برای همیشه منع نشده است. کشور فرانسه این مجازات سخیف را در سال 1981 غیر قانونی اعلام کرد و امروز در سراسر اتحادیه اروپا یعنی یکایک 27 کشور عضو اتحادیه اروپا این مجازات در تناقض با حقوق بشر اعلام شده است و اعمال آن غیر قانونی است. در حالی که دیگر کشورهای بزرگ دنیا همانند روسیه و آمریکا هنوز به این کاروان نپیوستهاند.
ملت ایران هم موج اعدامهای پس از فاجعۀ 57 را فراموش نکرده است. در یکی از بررسیهای متعددی که در این زمینه انجام شده است تعداد اعدامهای جمهوری اسلامی را طی این مدت حد اقل بین چهل تا پنجاه هزار تخمین زدهاند. بیش از ده هزار نفر از این تعداد را مخفیانه در زندانها کشتند و کسی جز نزدیکانشان از نام و نشان آنها باخبر نشد. ای کاش میشد امیدوار بود که پس از چنین تجربههای دردناکی کشورهایی همانند عراق و ایران نیز مجازات اعدام را برای همیشه منع کنند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت
1:29 PM توسط
|
 |
 |
مركز اطلاع رسانی ایلاف طی مطلبی باعنوان برخی شیوههای وزارت اطلاعات رژیم ایران برای جذب عوامل خود نوشت:
وزارت اطلاعات ایران در كشورهای عربی و در میان اقلیت های عربی در اروپا و آمریكا به طور گستردهیی فعالیت می كند تا مزدورانی را برای خود اجیر سازد. این وزارتخانه برای جذب افراد واستفاده از انها به عنوان عوامل خود در پی افرادی است كه فاقد شغل هستند و نیاز به پول دارند. جوانان كشورهایی مانند تونس، الجزایر، مغرب، سودان و مصر كه در كشورهای خود یا اروپا زندگی می كنند طعمههای خوبی برای وزارت اطلاعات رژیم ایران می باشند.
به نوشته این منبع , وزارت اطلاعات رژیم ایران این افراد را به ایران می برد و همه هزینه سفر آنها را تأمین می كند. این افراد در ایران به حوزه قم اعزام می شوند. در لبنان و سوریه نیز مراكزی برای نگهداری و آموزش این افراد توسط رژیم ایران وجو ددارد. افراد مزبور توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران شستشوی مغزی داده شده و سپس به صورت مزدوران این وزارتخانه عمل می كنند.
وزارت اطلاعات رژیم ایران فعالیت های خود در كشورهای خلیج فارس را تحت پوشش تجارت و از طریق حسینیه ها و دفاتر نمایندگی مراجع شیعه انجام می دهد.
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت
10:17 PM توسط
|
سه شنبه، 19 دی ماه 1385 برابر با 2007 Tuesday 09 January
بنا بر گزارشهای رسیده از بند 209 زندان اوین، کیوان رفیعی به بهداری زندان اوین منتقل شده است. این فعال حقوق بشر بیش از شش ماه است که در سلول انفرادی بسر می برد. او از معدود زندانیانی است که همچنان در شرایط بلاتکلیفی و در سلول انفرادی نگهداری می شود.
کیوان رفیعی در اثر دو بار اعتصاب غذای خشک دچار عفونت روده شده و طی دو هفته گذشته قادر به خوردن غذا نبوده است. او در زندان دچار بیماری های گوناگون از جمله بیماری کلیوی شده است .
مامورین وزارت اطلاعات علی رغم وضعیت وخیم جسمانی این زندانی سیاسی از انتقال او به بهداری زندان ممانعت می کردند، اما بالاخره روز یکشنبه با شدت یافتن وخامت حال وی و تهوع های ممتد او را به بهداری زندان اوین منتقل نمودند.
مسئولین بهداری پس از تجویز داروهای آرام بخش او را دوباره به سلول انفرادی منتقل کردند. کیوان رفیعی دچار یک نوع آنفولانزا شده و قادر به هیچ گونه تحرکی نیست .
فعالان حقوق بشر در ایران با هشدار به مجامع حقوق بشری خواهان اقدام فوری برای آزادی بی قید و شرط کیوان رفیعی جهت درمان او در بیمارستان هستند.
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت
5:10 PM توسط
|
سه شنبه، 19 دی ماه 1385 برابر با 2007 Tuesday 09 January
به گزارش خبرگزاری حکومتی انتخاب، روزنامه پرتیراژ بیلد چاپ آلمان در یکی از شماره های اخیر خود طی گزارشی تحت عنوان 'آیا احمدی نژاد بن لادن جدید است؟'، عملا او را در کنار رهبر بزرگترین شبکه تروریستی جهان قرار داد.
این روزنامه آلمانی نوشته است سخنان احمدی نژاد شباهت بسیاری به گفتار اسامه بن لادن دارد.
بیلد نوشت فشارهای اجتماعی و تورم روز افزون باعث افزایش اعتراضات مردمی در ایران شده است.
این سایت حکومتی نوشت "گزارش توهین آمیز بلید در حالی منتشر شده که سفارت جمهوری اسلامی در آلمان، حتی توضیح و اعتراض دو خطی به این نشریه یا سایر نشریات آلمانی و غیر آلمانی نکرده است."
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت
5:7 PM توسط
|
*ساليانه بيش از 150000 مغز جوان ايران را ترک ميکنند
http://www.roshangari.net/ روشنگری. فرانسيس هريسون از بی بی سی گزارش دارد [8 ژانويه]از فرار مغزها از ايران. بخش عمده ی گزارش از يک کلاس آمادگی برای امتحان انگليسی IELTS (International English Language Testing System)جهت مهاجرت به کانادا و استراليا تهيه شده است. با اين که در اين گزارش نقش سرکوب مدنی و فقدان آزادی ها و تحميل يک دولت مذهبی و قوانين ضدمدنی در فرار جوانان از کشور کم رنگ شده است اما نکات مهمی دارد.اين هاست بخشی از گزارش:
*به گزارش صندوق بين المللی پول ايران بالاترين نسبت فرار مغزها را در ميان 90 کشور دارد.
*به گزارش صندوق بين المللی بيش از 150000 مغزجوان هرساله ايران را ترک ميکنند.
* يک تخمين دولتی هزينه فرار مغزها را 40 ميليون دلار در سال تخمين ميزند.
*افزايش تعداد تحصيل کرده های جوان داوطلب مهاجرت در دوره احمدی نژاد. به گزارش ممتحنين پذيرش استراليادر کلاس گزارش شده: دو و نيم برابر.
* صف ثبت نام برای امتحان دراز است و گاه تا 12 ساعت قبل از بازشدن کيوسک شروع ميشود.بعد صف دم در سفارت خارجی شروع ميشود.
و گفته های خود جوانان:
*نازنين،32 ساله: علت اصلی رفتن به خارج اين است که اينجا تامين شغلی نيست و فشار اقتصادی بالاست.
*آزاده:ميخواهددر خارج کار پيدا کند و خيال برگشتن به ايران را ندارد.
منبع:
*شعبان زاده يک آرايش گر:اينجا از صبح تا شب کار ميکنيم ولی با پولی که در می آوريم نمی توانيم زندگی کنيم. ولی آنجا زندگی بهتری با کار کمتر خواهيم داشت.
*سياوش هدف اصلی پيداکردن شغل است. عده کمی به خاطر به دست آوردن آزادی به خارج می روند.
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/6240287.stm
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت
12:48 PM توسط
|
وبلاگ آسمان نیوز : در روز جمعه، روزنامه های "یو.اس.ای تودی"، "سانفرانسیسکو تایمز"، واشنگتن پست"، "واشنگتن تایمز"، "فایننشال تایمز"، "دیلی اکسپرس"، "سان" و شبکه های خبری "فاکس نیوز"، "بی.بی.سی" و "سی.ان.ان" خبر مرگ سید علی خامنه ای را درج کردند
در روز جمعه، حداقل 20 روزنامه و چند شبکه خبری به صورت "خبر ویژه"، شایعه فوت سید علی خامنه ای را مخابره کرده بودند.
در همین رابطه، روزنامه "فایننشال تایمز" در مقاله ای تحلیلی تحت عنوان "تاثیر مرگ رهبر جمهوری اسلامی بر روند غنی سازی اورانیوم"، عواقب فعالیت هسته ای کشورمان را مورد بررسی قرار داده بود اما پس از تکذیب سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، صفحه موجود به طور کلی حذف شد.
جواد ظریف : این شایعه بی پایه و اساس است.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت
5:36 PM توسط
|
تاریخ :16/10/85 شنبه
بنا بر گزارشات رسیده از زندان مرکزی اردبیل آقای عباس لسانی در حالی پنجمین روز از اعتصاب غذای اش را سپری میکند که همچنان تحت انواع فشار ها و آزار و اذیت ها های دادستان کل استان و مسئولین زندان قرار دارد .
بنا بر منابع موثق از زندان مرکزی اردبیل وضعیت جسمی آقای لسانی در حال حاضر نا مطلوب است , وی هم اکنون در سلول انفرادی تحت انواع فشار و شکنجه های روحی و جسمی نگه داری می شود.
لسانی همچنین از بیماری های گوراشی و معده و همچنین درد دنده ها نیز رنج می برد که گفته می شود این بیماری ها در اثر شکنجه در طول دوران قبلی بازداشت وی می باشد.
از سوی دیگر، وزارت اطلاعات تهدید ها و فشار ها را بر خانواده ایشان خصوصا همسر وی افزوده است و به آنها مکرر گفته می شود که وضعیت عباس لسانی را در اختیار رسانه ها و فعالین حقوق بشری قرار ندهند در غیر اینصورت آنها را بازداشت خواهند کرد.
افشاگری های موجود در نامه های سرگشاده عباس لسانی به دادستان کل استان و مسئولین زندان و همچنین انعکاس آن در رسانه های و سایت های اینترنتی بیش از پیش سبب ناراحتی نیروهای امنیتی و مسئولان قضائی استان شده است.
از کلیه سازمان های حقوق بشری انتضار می رود تهدیدات و فشارها بر علیه این زندانی و خانواده اش را محکوم کنند و خواستار آزادی بی قید شرط او شوند.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت
5:4 PM توسط
|
نمایش ساختگی کتابسوزان
و جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان
• بایستی کاسه ایی زیر نیم کاسه باشد که چنین وارونه خود را بنمایاند. واقعاً علت العلل تهیهء تصاویری از سوزاندن کتابهای کلاسیک فارسی و اتصال آن به فعالین آذربایجانی و در واقع مخدوش کردن چهره جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان در چیست؟
یونس شاملی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت
2:7 PM توسط
|
گیرنده : دادستان کل استان
سلام علیکم
گویند زمانی که اسکندر مقدونی با نبوغ سرشار خود قسمت وسیعی از سرزمینهای شرق را تصرف نمود . طولی نکشید خود را در مقابل واقعیتی تلخ که سخت ترین مشکل دوران فتوحات او بشمار می رفت, یافت و ناچار روی به دانای پیر عصر خود آورد و چاره ی کار جست. اسکندر مشکل خود را با استاداش چنین طرح نمود : سرزمینهای زیادی را به تصرف در آورده ام , که ملل گوناگونی در آنها زندگی می کنند اما نیروی کافی برای حفظ و اداره ی آن ممالک در میان لشگریان خود ندارم. استاد گفت : " مطمئنا" در میان هر ملتی یافت می شود اشخاصی که به خاطر قدرت و ثروت و مکنت, پشت به ملت و سرزمین خود نمایند, آنان را بیاب و بر سر ملتهای خودشان بگمار, که بهتر از تو و لشگریانت مردم خویش را مهار خواهند کرد ."
بعد از حماسه ی نیمه اول خرداد هشتاد و پنج برخی از مسئولین فارس زبان منطقه به صورت تاکتیکی و با هدف عوام فریبی و فرو نشاندن خشم ملت مظلوم آذربایجان توسط حکومت مرکزی فرا خوانده شدند و بجای آنان به اصطلاح خودی ها !!! را بر سر ملت آذربایجان گماردند که مقام دادستانی اردبیل نیز از آن جمله می باشد. البته این جای هیچگونه تعجبی ندارد, زیرا در طول تاریخ هر استعمارگری, ملل تحت استعمار خود را با روش اسکندری فوق الاشاره اداره نموده است و آذربایجان نیز نمی توانست از این قائده مستثنی باشد .
اما علل مقدمه چینی.هنگامی که با خبر شدم مسئولین زندان اردبیل در مورد مرخصی اینجانب از خود سلب مسئولیت نموده و دستور کتبی دادستانی را شرط قرار داده اند , در دل به چنین سیستم قضائی که بزرگترین هنرش سرکوب نمودن هر صدای مخالف و بحق میباشد, احسنت گفتم؟! سیستمی که اجازه میدهد آنکه دستور سرکوب ملت آذربایجان در نیمه اول خرداد را صادر نمود و آنکه بیش از سه هزار نفر از فرزندان ساوالان را که در ان اعتراض بحق بازداشت شده بودند را به دست جلادان و شکنجه گران اداره اطلاعات و اطلاعات نیروی انتظامی سپرد تا هرچه می خواهند بر سر غیور مردان حق طلب آذربایجان بیاورند .
او که هم شاکی است هم باز جو ؟!, او بود که مجوز فله ای در اختیار سرخوردگان و مغلوبین(نیروهای امنیتی) آن حماسه می گذاشت تا جبران مافات کرد, و هرچه عقده دارند در راستای خوش خدمتی به نژاد پرستان فارس بر سر فرزندان ساوالان سرفراز بریزند و یک بار دیگر این پیام را به نژاد پرستان فارس برسانند که " نگران نباشید اگر شما کلاه بخواهید ما سر خواهیم آورد". آری سیاست شیطانی شونیزم فارس چنان سیستم خطرناک و شومی را جا انداخته است که دیگر نیازی به حضور مستقیم خود نمی بیند زیرا شما و امثال شماها مجریان پروسه و پروژه استحاله و سرکوب ملت ستم دیده ی خود هستید. ملتی که جز حقوق انسانی و ملی خود بیش نمی خواهد, ملتی که در نتیجه ی تبعیض اقتصادی هر روز فقیر و فقیرتر می شود .
آقای دادستان آیا علل روز افزون شدن مفاسد اجتماعی در آذربایجان را نمی دانید ؟ آیا علل انواع بزه های اجتماعی که روز به روز باعث پرشدن زندانها می شود را نمی دانید ؟ چرا خوب می دانید, اما دیگر چنان فاصله ای از توده مردم و ملت مظلوم خود گرفته اید که آنان را لایق آنچه هستند می دانید . شما بودید که محله های فقیرنشین اطراف شهر را بی فرهنگ خواندید و حضور گسترده ی آنان در قیام 6 خرداد اردبیل را بی ارزش . شما این سخنان را در اولین مباحثه مان بر زبان آوردید, که لازم می دانم نکاتی را در این نامه ی سر گشاده یاد آوری کنم , جواب من به شما این بود : چه شد پس ان شعارهای فریبنده و پوپولیستی : "حکومت پا برهنگان – حکومت مستضعفان – یک موی کوخ نشینان را به دنیای کاخ نشینانعوض نمی کنم و..."چه شد آن تعهدات انقلابی و اسلامی ؟! آقای دادستان پیامبر اسلام دست پینه بسته را بوسید, نه پیشانی کبود از ریا را, آیا فراموش کرده اید آن سخن گوهر بار امام علی (ع) را که فرموده است :" پروتی انباشته ندیدم مگر اینکه در کنار ان حق مظلومی ضایع شده باشد ". حال چه شد که حق گویان و مظلومان , مغضوب نظام اسلامی شماست, چه شده است که امروز سخن گفتن از حقوق ملت آذربایجان تبلیغ علیه نظام محسوب می شود ؟! آیا ماهیت نظام مغایر با حقوق ملت آذربایجان است؟! حداقل مواجهه ی خسمانه با حق طلبان آذربایجان, نمایانگر آن است . آقای دادستان یاد آوری می کنم آن سوال صریح شما را در روز مباحثه مان, که خطاب به اینجانب گفتید :" آیا شما اصلا" نظام جمهوری اسلامی را قبول دارید ؟", جواب خودم در آن روز را باز تکرار می کنم : نه تنها جمهوری اسلامی بلکه خود اسلام نیز اگر فاقد عدالت باشد قبول ندارم, زیرا مبنای خلقت عدالت است, فلسفه ی وجودی تمامی ادیان الهی تحقق عدالت است . دین هدف نیست ایزار است, اما نه برای استثمار و اسارت و نقض حقوق انسانها , بلکه وسیله است برای رسیدن بشر به سعادت ابدی . آیا هیچ می دانید؟ اسلام قشری شما که ابزار حکومت کرده اید چه ضربات جبران ناپذیری به دین محمد (ص) وارد آورد؟ تنها به یک مورد اشاره می کنم : هفتاد سال با انواع و اقسام ابزارهای تبلیغی, مکتبهای ماتریالیستی نتوانست کوچکترین خللی در باورهای توده ی مردم ایجاد نماید . اما اگر عینک خوش بینی را از چشمان خود بردارید, خواهید دید که اکثر جوانان این ملت نه تنها دین گریز بلکه دین ستیز نیز شده اند . و این یکی از دست آوردهائی است که دنیامداران دین ابزار برای این ملت به ارمغان آورده اند . با این حساب هم هویت ملی هم هویت دینی شان در خطر است, هر کدام به نحوی.
آقای دادستان خلاصه کلام اینکه مسئولین زندان در مورد مرخصی اینجانب از شما استعلام کرده اند, شما که از هیچ تلاشی برای نقض حقوق قضائی و انسانی من و خانواده ام فرو گزار نبودید. هم شما بودید که کیفر خواستهای شدید و بلند بالائی را بر علیه من تنظیم و به دادگاهها ارائه کردید و باز از هیچ ضربه ای فرو گذار نبودید در آخرین کیفر خواست شما به صراحت از دادگاه تجدید نظر خواسته اید تا مجازتهای قانونی را کافی ندانسته و بصورت کاملا" غیر قانونی مجازات 3 سال تبعید به کویر طبس را بر علیه من تدارک ببینند و جالبتر آنکه اجرای آن حکم نیز از فرط وحشت بصورت غیر قانونی و قبل از ابلاغ به خودم با بازداشتی آن چنانی, که خود نیز از آن سوی خیابان ناظر بودید, انجام شد؟! لازم به توضیح است این دو مورد, تبعید به کویر و بازداشت غافل گیرانه ی من, هر دو عللی داشت.
مورد اول :در اعتراض به حکم دادگاه بدوی آخرین پرونده ام, در قسمتی از لایحه نوشته بودم اگر فاشیزم فارس رفتار ظالمانه با ملت آذربایجان را ادامه دهد با قدرت ملت آذربایجان به کویر , همان سرزمین پدریشان باز گردانده خواهند شد . در آن مطلب یک حقیقت و جبر تاریخی را یاد آوری کرده ام که حتی با وجود مرگ فیزیکی من در طبس آن اتفاق خواهد افتاد زیرا شوونیزم فارس منطق از کف داده است. هر چند هر حرکت فاشیستی خالی از منطق است .
مورد دوم : در متن آن لایحه آورده بودم, اگر مرا در دادگاههای در بسته و فرمایشی محکوم نمایید مردم حاضر در قیام 6 خرداد را اگر لازم بدانم برای شهادت و حمایت فرا خواهم خواند . باید می دانستید که " لیسانی" چنین اجازه ای به خود نمی دهد تا مردم شریف و قدردان ساوالان را به خاطر خودش به زحمت اندازد و این بلوف سیاسی بیش نبود تا عمق وحشت شما را از ملت آذربایجان بسنجم و چه زود جا زدید. ملت آذربایجان نه هر روز خدا بلکه بعد از آن نمایش قدرت در نیمه اول خرداد که لرزه بر اندام نژاد پرستان فارس انداخت. به همت فرزندان بیدار خود آن شور عظیم را مسلح به شعور و خود را آماده زدن تیر خلاص بر پیکر نحیف نژاد پرستی فارس می نماید . حال بر نظام حاکم است که با چرخشی 180 درجه ای حساب خود را از فاشیزم و نژادپرستی فارس جدا نماید زیرا ملت آذربایجان در طول تاریخ پر افتخار خود ثابت نموده است هر قله ای را که اراده کند فتح خواهد نمود .
آقای دادستان, اینک حقوق قانونی من در زندان از جمله مرخصیم در اختیار شماست, شما که بازوی پرتوان شوونیزم فارس در سرکوب قیام 6 خرداد فرزندان ساوالان بودید, آنان که تنها گناهشان اعتراض مدنی به اهانت بی شرمانه ی تریبون رسمی و دولتی (روزنامه ایران) بر ملت شرافتمند تورک بود.
آری شما به خیالتان آن صدا را خاموش کردید غافل از اینکه حرکت ملی آذربایجان در نیمه ی اول خرداد به بیش از اهداف تعیین شده اش در آن مقطع زمانی دست یافت, که این به ظاهر خاموشی نه از قدرت سرکوب شوونیزم بلکه از مصالح و تاکتیک های حرکت ملی سرچشمه می گیرد.آقای دادستان چگونه می توان انتظار داشت شما که در ان مباحثه اعتراف نمودید" ما هیچ کاره ایم و از مرکز دستور می گیریم". بتوانید مستقلانه, حتی اگر غرضی هم در کار نباشد در مورد مرخصی من تصمیم بگیرید. لازم به ذکر است نه استعلام مسئولین زندان از شما و نه کسب تکلیف شما از رئیس قوه قضائیه, هیچکدام توجیه کننده ی کارگزاری شما بر ظلم در پیشگاه خداوند و ملت آذرباجان نخواهد بود.
در خاتمه می خواهم آب پاکی را به دستتان بریزم. به امید خداوند و با پشتیبانی ملت بزرگ آذربایجان اگر تا پایان عمر در اسارت شما باشم برای گرفتن حقوق ملتم که خود نیز جزی از آن هستم, خواهش نخواهم کرد و با مبارزه ای بی امان برای ستاندن هر حقی اقدام خواهم نمود. پس با سربلندی و غرور نشات گرفته از بزرگی ملتم اعلام میدارم اگر تا بعد از گذشت 3 روز از ابلاغ این نامه, با مرخصی اینجانب موافقت نشود دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهم زد و اگرلازم بدانم آن را به اعتصاب خشک تبدیل خواهم نمود و تا خود مرگ پیش خواهم رفت و دنیا را به دنیامداران و قدرت طلبان خواهم سپرد و هیچ نگرانی از آینده ملت تورک آذربایجان نخواهم داشت زیرا ملتی که به بیداری ملی و بلوغ سیاسی رسیده باشد زنده و پویا خواهد بود.
سون سوزوم کوکوموزو کسمکده اولان بالتالارین ساپینا :
بو چاغدا کیملیگین بیر اوجوز بهایه ساتان اینان صاباح بیر آغیر گونده سسلر آی دین آلان
اردبیل زندانی – عباس لیسانی
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت
1:49 PM توسط
|
تاریخ : 11/10/85 دوشنبه
عباس لسانی در اعتصاب غذا
آغاز اعتصاب غذای عباس لسانی در بند هفت زندان اردبیل
بنا بر گزارشات رسیده از بند 7 زندان مرکزی اردبیل آقای عباس لسانی اعتصاب غذای خود را آغاز کرد. وی قبلا مسئولین زندان را در جریان اعتصاب اش قرار داده بود. اعتصاب وی در اعتراض به فشار های دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات می باشد.
لازم به ذکر است یکی از خواسته های آقای عباس لسانی بر خورداری از حق مرخصی می باشد.
گزارشات رسیده حاکی از آن است که وی هم اکنون از سوی مسئولین زندان و دادگاه انقلاب تحت انواع آزار و اذیت ها قرار دارد ، وضعیت جسمی او در حال حاضر نا مطلوب است
لسانی از بیماری های گوراشی و معده و همچنین درد دنده ها رنج می برد که گفته می شود این بیماری ها در اثر شکنجه در طول دوران قبلی بازداشت وی می باشد.
از کلیه سازمان های حقوق بشری انتضار می رود وضعیت این زندانی را پیگیری نمایند.
عباس لسانی یکی از فعالین برجسته حقوق آذربایجانی های ایران، می باشند که چندي پيش حکم قطعی صادر شده به وي از طرف شعبه اول دادگاه تجدید نظراستان اردبیل در خصوص اعتراضات ۶ خرداد اردبیل به اتهام اخلال در نظم، آسایش و آرامش عمومی صادر شده بود که اين فعال حركت ملي آذربايجان را به تحمل ۱۸ ماه حبس تعزیری، ۵۰ ضربه شلاق و ۳ سال تبعد به شهر طبس محکوم کرده بود که در حال حاضر لسانی دوران محکومیتش را در زندان اردبیل می گذراند.
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت
11:35 PM توسط
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت
10:39 PM توسط
|
خيلي دوست داشتم كه در مملكت ما هم مي شد وقتي حقي از آدم ضايع مي شود شكايت كرد.اما گويا قواعد حاكم بر تدبير اين ملك گونه اي ديگر است و من بايد از شعف ناشي از بازي با حقوق دست بشويم.ناگفته نگذارم كه اين شعف ناشي از حس پبشرفت اجتماعي است.زيرا تا جامعه ما به جهات مختلف پيشرفته و توسعه يافته نباشد گستردگي و پيچيدگي حقوقي نيز پديد نمي آيد.و صد البته پيشرفت شعف هم دارد.اما انگار ما بايد در بساطت ساليان دور بمانيم و از دنياي جديد چند ماشين تكنولوژيك داشته باشيم.نمي دانم البته تا كي فرصت استفاده از اين كامپيوتر برآمده از مجاز اعداد را خواهم داشت بنابراين از اين ماشين استفاده مي كنم و از پنجره مجازي اش شهادت مي دهم.
امروز و در اين ساعات، شش ماه از بازداشت دوست و همفكرم رضا عباسي مي گذرد.خود را موظف به شهادت در مورد او مي دانم به خاطر ظلمي كه در حقش رواداشته شد و مي شود.بنابراين شهادت مي دهم : رضا عباسي در روز ششم تير ماه 1385 توسط چند مامور اداره اطلاعات استان زنجان دستگير شده است نه آنگونه كه در دادنامه شعبه اول دادگاه زنجان آمده است در هفتم آن ماه.توضيح مي دهم يا روز دستگيري رضا عباسي به هنگام صدور حكم جلب در ذكر تاريخ اشتباه شده است يا هنگامي كه قاضي معصوم خاني حكم را تقرير يا تحرير مي كرده است خطا صورت گرفته است يا حكم جلب فرداي روزي كه متهم را دستگير كرده اند صادر شده است.
شهادت مي دهم : چنان نيست كه در دادنامه آمده و ذكر شده است كه رضا عباسي توان ارائه كفالت نداشته است بلكه از زمان بازداشت وي بارها خواهر، خواهر شوهر، پدر و مادرش به دادسرا و دادگاه انقلاب مراجعه كردند و خواهان كفالت رضا عباسي شدند اما قضات قبول نكردند.
شهادت مي دهم : به اتفاق يكي از اقوام رضا به تهران رفتيم و با آقاي محمد علي دادخواه وكيل دعاوي براي قبول وكالت صحبت كرديم.وي با كمال تواضع ما را پذيرفت و خود و دستيارش وكالت رضا عباسي را برعهده گرفتند.چند روز بعد دستيار محترم به زنجان آمد اما نه دادگاه اورا پذيرفت و نه رئيس زندان به وكيل اجازه ملاقات با موكش را داد در حالي كه وكيل مطابق قانون اين حق را داشت.در نهايت اداره اطلاعات از پدر رضا عباسي خواست تا از گرفتن وكيل صرف نظر بكند.
شهادت مي دهم : رضا عباسي در آزمون ورودي سازمان تامين اجتماعي قبول شد اما اداره اطلاعات زنجان به او صلاحيت استخدام نداد.از رضا در جلسات پي در پي بازجويي در اداره اطلاعات خواستند تا تعهد دهد ديگر هرگز فعاليت نداشته باشد.
شهادت مي دهم : رضا عباسي از زمان بازداشت به مدت چهار ماه در بخش قرنطينه زندان زنجان محبوس بوده است و در اين زمان گاهي با متهمين به قتل هم سلول گشته است.
شهادت مي دهم : رضا در دوران بازجويي تحت فشار بوده است تا بر عليه ديگري اعتراف كند و يا توبه نامه بنويسد.اما رضا به هيچكدام از اين خواسته ها گردن ننهاده است.(براي اينكه رسمي نباشد يا براي اينكه خود موضوع مي گويد بنويس مرا، مي نويسم : سالهاست آرزو مي كنم اي كاش بازجويان اطلاعاتي و استخباراتي در تمام دنيا مشتريان حرفه اي ادبيات بودند.ديوان شمس و ديوان نسيمي مي خوانند.رمان مي خوانند.در ايران مي توانند آواز كشتگان، سال بلوا، آزاده خانم و نويسنده اش، سنگي بر گوري و صد ها اثر ايراني يا ترجمه شده ديگر را بخوانند؛ تنها براي باور انسان.)
شهادت مي دهم : هرگز رضا عباسي را در حال قانون شكني نديده ام.رضا را در حال توهين به هيچ انساني نديده ام.او در دوران بازجويي و محاكمه اش نيز به صراحت گفته است هيچ كار غير قانوني نكرده و به كسي توهين ننموده است.
شهادت مي دهم : بسياري از همشهريان زنجاني نيز مي توانند چنين شهادت نامه اي اراده كنند.به عنوان كسي كه تدوين حقوق را پيشرفتي بزرگ در تاريخ بشريت مي دانم از اين همشهريان مي خواهم نه فقط به خاطر رضا بلكه به خاطر اجتماعي كه در آن زندگي مي كنيد و به نشانه حرمت به ميراث فرهنگي و زبان مورد هجوممان تركي براي رضا شهادت دهيد.سكوت ما تنها به قانون شكنان و بازيچه سازان حقوق ياري مي دهد.
و نهايت؛
شهادت مي دهم : رضا به خاطر دفاع از حقوق انساني تركان در ايران زنداني شده است.او مي خواهد زبان تركي در مدارس و دانشگاهها تدريس شود.او مي خواهد به هزينه دولت به هويت تركي توهين نشود.او مي خواهد هر كس حق شكايت از هر كس را داشته باشد.او عميقا به فرهنگ شبان رمگي بي ايمان است.او دروغگو نيست.به او و به عقل و قلب خود باور كنيم.او گوشه اي از همه ما ماست كه جسور شده است.در زنجان رضا عباسي نام دارد در اردبيل عباس لساني و بهروز عليزاده و در اروميه و تبريز صدها نام ديگر.
saeed matınzadeh
+
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت
2:56 PM توسط
|
گزارش دریافتی: شب گذشته كيانوش سنجري فعال حقوق بشر و وبلاگ نويس در پي توديع قرار وثيقه از زندان اوين آزادي شد. کیانوش را در اتاق بازجویی در 209 به شدت شکنجه کرده و کتک زده اند... تلفن و کامپیوتر او را توقیف کرده اند. اين وبلاگ نويس در هنگام بازداشت توسط پليس و نيروهاي لباس شخصي با باتون و مشت و لگد به شدت مضروب شده بود.
خانواده او خبر داده اند كه سنجري در بازداشتگاه 209 نيز از سوی بازجویان وزارت اطلاعات تحت ضرب و شتم و شکنجه روحی قرار گرفته است، به طوري كه آثار جراحت و كوفتگي ناشي از ضرب و جرح بر روي بدن كيانوش باقي مانده است.
در بازداشتگاه 209 از كيانوش سنجري درباره مطالب منتشر شده در وبلاگ اينترنتي اش بازخواست شده بود.
نشر اكاذيب و تبليغ عليه نظام، از جمله موارد اتهامي كيانوش سنجري بوده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت
6:33 PM توسط
|
فعالان حقوق بشر در ایران
"انتقال بهروز جاوید تهرانی به سلول انفرادی”
به نام سعادت ملت ایران و با درود به جانباختگان راه آزادی
در راستای اعمال فشار و سرکوب زندانیان سیاسی زندان گوهر دشت (رجایی شهر کرج ) آقای بهروز جاوید تهرانی که در مورخه 30 آذر ماه در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت دهان خود که در یک درگیری در پی حمله برخی زندانیان عادی و شرور دو دندانش را از دست داده و لبش نیز 12 بخیه از داخل و بیرون خورده بود خواستار پاسخگویی مسئولین زندان گردید و علی رغم قولی که مسئولین زندان قبلا در پی اعتصاب غذای یک هفته ای زندانیان سیاسی به او داده بودند نسبت به وضعیت ایشان بی اعتنایی و بی توجهی نمودند که آقای بهروز جاوید تهرانی به این خلاف وعده اعتراض شدید می کند و علی محمدی معاون زندان طی دستوری به دلیل اعتراض به حقی که آقای جاوید تهرانی نسبت به رفتار غیر منصفانه آنها کرده بود ایشان را توسط ماموران با ضرب و شتم برای مدت 20 روز به سلول انفرادی انتقال میدهند
ما زندانیان سیاسی زندان گوهر دشت (رجایی شهر کرج ) ضمن محکوم نمودن اینگونه برخورد های غیر قانونی و ددمنشانه خواستار توجه و پیگیری نهاد ها و مدافعان حقوق بشر نسبت به وضع حقوق زندانیان سیاسی در ایران علی الخصوص زندان گوهر دشت ( رجایی شهر کرج ) می باشیم .
پایدار وطن همیشه
زندانیان سیاسی گوهر دشت ( رجایی شهر کرج )
3/10/85
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت
9:50 AM توسط
|
بدنبال تصويب قطعنامه تحريم ايراندستور حکومتی به رسانه ها"قطعنامه ضد ايرانی"بجای "قطعنامه تحريم ايران
قطعنامه تحريم ايران سرانجام در شورای امنيت سازمان ملل به تصويب رسيد و شب گذشته بخش هائی از آن اعلام شد. توقيف دارائی های موسسات ايرانی که به نوعی در ارتباط با فعاليت های اتمی ايران تشخيص داده شوند، برجسته ترين بند اين قطعنامه اعلام شده است و اين درحالی است که هنوز متن کامل آن منتشر نشده تا جزئيات بيشتری از آن دانسته شود. در ايران، بلافاصله پس از تصويب اين قطعنامه، در يک حکم از قبل تدارک شده، به کليه مطبوعات و رسانه های خبری ابلاغ شد که بجای "قطعنامه تحريم ايران" از جمله " قطعنامه ضد ايرانی شورای امنيت" استفاده شود. اين ابلاغ بعنوان تصميمی درجهت منافع ملی ايران به رسانه ها ابلاغ شد. بلافاصله و در واکنشی شتابزده، وزارت خارجه جمهوری اسلامی نيز بيانيه ای صادر کرد که در آن الفاظ تحريک آميزی عليه اعضای شورای امنيت استفاده شده است. از جمله تصميمات بی اعتبار شورای امنيت؛ که عملا اعضای اين شورا را عليه ايران می تواند بر بيانگيزد.در آخرين فرصت هائی که پيک نت برای انتشار آماده می شد، به ما اطلاع رسيد که تمام رسانه های داخلی از انتشار جزئيات قطعنامه تصويب شده تحريم ايران – حتی در همين حدودی که تاکنون منتشر شده- منع حکومتی شده اند. اين واکنش ها خود نشان دهنده اهميتی است که اين قطعنامه، برخلاف تظاهری که رهبران جمهوری اسلامی می کنند برای موقعيت اقتصادی و بين المللی ايران دارد
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت
1:38 PM توسط
|
به گزارش خبرگزاری فرانسه، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه اعمال تحریمهای بین المللی علیه رژیم تهران را تصویب کرد. این قطعنامه به اتقاق آرا به تصویب رسیده است.
هر پانزده عضو شورای امنیت از جمله چین و روسیه که از حق وتو برخوردارند، به این قطعنامه رای موافق دادند
.براساس قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل متحد، رژیم تهران باید تمام فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم و راکتورهای آب سنگبن را متوقف سازد.براساس این قطعنامه همه کشورها موظفند از هرگونه صادرات مواد و تجیهزات مورد استفاده در برنامه های هسته ای و موشکی به رژیم تهران جلوگیری کنند. نماینده آمریکا در سازمان ملل طی سخنانی در جلسه شورای امنیت گفت ما رژیم تهران را در ردیف حکومتهايی قرار می دهیم که باید تحت تحریمهای بین المللی قرار گیرند.وی گفت رژیم تهران باید دست از غنی سازی اورانیوم و پروژه آب سنگین برداردنماینده آمریکا افزود اگر رژیم تهران خواسته جامعه بین المللی را نپذیرد، با اقدامات بعدی روبرو خواهد شد.نماینده روسیه نیز گفت رژیم تهران باید تمام فعالتیهای مربوط به غنی سازی اورانیوم را متوقف سازد.اساس قطعنامه 1737 شورای امنیت ماده چهل و يکم از فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد است که اجرای آن را الزام آور می کند.رژیم تهران 60 روز مهلت دارد تا به درخواست شورای امنیت تن در دهد، در غیر این صورت با قطعنامه های سخت تری مواجه خواهد شد.
قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که به اتفاق آرا به تصویب رسید، ضربه ای جدی به جمهوری اسلامی بشمار میرود و رژیم تهران را بیش از پیش در عرصه بین المللی منزوی خواهد ساخت
.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت
1:22 PM توسط
|
سنندج: دو فعال مدني بازداشت شده سنندجي به نامهاي سهراب جلالي و كاوه جوانمرد به ترتيب به 2 سال حبس و تبعيد به كاشمر و 5 سال حبس تعزيري محكوم شده اند.
سهراب جلالي فعال مدني سنندجي كه از بهمن ماه سال گذشته در بازداشت موقت به سر ميبرد به اتهام شركت در اعتراضات مدني به 2 سال حبس و تبعيد به كاشمر خراسان محكوم شد. همچنين كاوه جوانمرد 26 ساله و خبرنگار هفته نامه كرفتو كه روز دوشنبه 27 آذر ماه دستگير شده، به اتهام شركت در اعتراضات مدني سال گذشته به 5 سال حبس تعزيري و 8 ماه حبس تعليقي محكوم شده است.
كاوه جوانمرد در جريان نا آراميهاي سال گذشته بازداشت و با توديع تامين قرار 50 ميليون توماني آزاد شده بود.
گفته مي شود پدر كاوه جوانمرد چند سال پيش به اتهام ارتباط با احزاب كرد اپوزيسيون اعدام شده و در حال حاضر وضعيت پيش آمده براي نامبرده، مادر پيرش را شديد نگران كرده است.
بازداشت يك فعال ادبي در سنندج
سنندج: يك فعال ادبي سنندجي به نام" شهرام قوامي"به اتهام نامشخصي بازداشت و به مكان نامعلومي انتقال داده است.
يك شهروند سنندجي به نام" شهرام قوامي" توسط نيروهاي امنيتي دستگير گرديد. نامبرده كه نويسنده و منتقد ادبي و فعال در انجمن ادبي شهر سنندج است، در زمينه زبان و ادبيات كردي فعال بوده و داراي آثاري ادبي و انتقادي و داستاني و رمان است.
نيروهاي امنيتي روز چهارشنبه 29 آذر ماه با مراجعه به منزل نامبرده و پس بازرسي منزل و ضبط وسايل شخصي، ايشان را بازداشت نموده و به مكان نامعلومي انتقال داده اند.
از وضعيت و محل نگهداري وي تاكنون اطلاعي به دست نيامده است.
+
نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت
3:26 PM توسط
|
: